من شک ندارم رئیس جمهور بعدی احمدی نژاد نیست
احمدی نژاد رای نمیاره اما آیا تاریخ قضاوت خوبی درباره او داره؟
گند زد به اقتصاد و فرهنگ و سیاست...
ادامه دارد!
من شک ندارم رئیس جمهور بعدی احمدی نژاد نیست
احمدی نژاد رای نمیاره اما آیا تاریخ قضاوت خوبی درباره او داره؟
گند زد به اقتصاد و فرهنگ و سیاست...
ادامه دارد!
|
۱- مخالفت گروه هاى خاص سياسى- اقتصادى با دكتر احمدى نژاد از روزهاى انتخابات نهم رياست جمهورى در خرداد و تير ۸۴ تاكنون بى وقفه ادامه دارد و از اين رو مشاهده انواع و اقسام جنگ روانى براى خدمتگزاران دولت نهم تقريباً عادى شده است. اما چندصباحى مى شود كه اين مخالفت ها از حمله به روش هاى اجرايى فراتر رفته و مخالفان در پناه حملاتشان به دولت به بيان پس زمينه فكرى شان مى پردازند. چندى پيش قائم مقام يك حزب دوم خردادى در مطلبى كوشيد تا عقايد مهدوى (عج) رئيس جمهور را به چالش بكشاند. وى با رديف كردن سيلى از اتهامات مضحك كاسه و بشقاب و صندلى و سجاده، نشان داد كه از نگاه قائم مقام حزب اعتماد ملى، شأن مهدويت كجاست و موعودگرايى چه جايگاهى در ميان گروهى از اصلاح طلبان دارد. ۲- روز گذشته يك سايت اينترنتى وابسته به مديريت مركز پژوهش هاى مجلس در گزارشى جهت دار و به نقل از مؤسسه هريتيج مدعى شد ايران از نظر شاخص هاى آزادى اقتصادى در ميان ۲۴ كشور حوزه سند چشم انداز ۲۰ ساله نظام، در رتبه ۲۱ قرار دارد! در وراى اين جوسازى و سياه نمايى آشكار، بايد گفت كه مؤسسه هريتيج يك بنياد تحقيقاتى وابسته به نومحافظه كاران امريكايى است. ديك چنى معروف يكى از سياستگذاران اين محفل امپرياليستى است. همچنين در گزارش هاى سالانه هريتيج كه با عنوان «ايندكس آزادى اقتصادى» منتشر مى شود، اقتصاد كشورهايى كه با امريكا درگير هستند، به عنوان اقتصادهاى غير آزاد معرفى مى شود. گفتنى است اين بنياد در سايت اصلى خود در گزارش هاى متعدد، برخورد نظامى را تنها راه موجود مقابله با ايران مى داند! انتشار عامدانه اين گزارش جهت دار مشخص مى كند كه متأسفانه يك محفل خاص سياسى - اقتصادى براى سياه نمايى و تخريب دولت از پايگاه منتسب به اصولگرايى هيچ حد و مرزى ندارد. ۳- در يكى ديگر از اين رويدادها روزنامه وابسته به شهردارى تهران كه اين روزها جامه انتخاباتى پوشيده در گفت وگويى با يكى از نزديكان رئيس مجمع تشخيص تيتر خود را اين گونه انتخاب نمود: «بانك ، ابزار عدالت اجتماعى نيست!» محمدحسين عادلى كه طرف مصاحبه اين روزنامه است، در دوران سازندگى رئيس بانك مركزى و در دوران اصلاحات سفير ايران در كانادا و معاون اقتصادى وزير خارجه بود و مشخص نيست با اين عقايد كه خلاف صريح شرع مقدس (العدل اساس الحكم) و قانون اساسى است، چگونه به اين مدارج عاليه ارتقا يافته است. اين اظهارات همچنين نشان داد كه يك جريان سياسى كه پيش از اين خود را ليبرال- دموكرات خوانده بود، چه خوب به مقدمات ايدئولوژيك اين عنوان اعتقاد دارد و در حالى كه تمام ايدئولوگ هاى انقلاب اسلامى از امام(ره) تا استاد شهيد مطهرى و آيت الله شهيد بهشتى و حضرت آيت الله خامنه اى، عدالت اجتماعى را هدف حكومت مى دانند، اين مدعيان وظيفه ابزارهاى مالى و اقتصادى دولت را خارج از شمول عدالت اجتماعى مى خواهند. ۴- چندى پيش رئيس بنياد باران نيز در اظهاراتى پس از حملات شديد به دست اندركاران دولت نهم با عصبانيت تمام وجود امت را در زمان غيبت معصوم منكر شد و گفت: «چه كسى گفته كه ما رسالت مسلمان كردن و تحميل خودمان به جهان را داريم!» اين در حالى است كه امام خمينى بارها انقلاب اسلامى ايران را از جنس انقلاب انبيا مى خواند و آن را نه تنها محدود به ايران و حتى مسلمانان كه از آن مستضعفان عالم مى دانست. «مردم عزيز ايران كه حقاً چهره منور تاريخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، بايد سعى كنند كه سختى ها و فشارها را براى خدا پذيرا گردند تا مسئولان بالاى كشور به وظيفه اساسى شان كه نشر اسلام در جهان است، برسند.» صحيفه نور ، جلد ،۲۱ صفحه ۳۲۸ ۵- با اين همه هجمه هاى نظرى كه در پرده انتقاد از دولت نهم به مرزهاى عقيدتى و ايدئولوژيك انجام مى شود، بر ساكنان حريم انقلاب است تا با دفاع از مرزهاى گفتمان انقلاب نشان دهند كه هنوز هم همگى در يك كشتى نشسته اند! |
امیر حسین شاید با استعداد ترین بچه حزب اللهی باشد که توی تازه می خواد بیاد کار رسانه ای کنه!
این هم یه دونه از کارهاش
|
تاوان ورود به منطقه ممنوعه قدرت پس از 3 سال |
|
"احمدي نژاد همان كسي است كه در زندانهاي رژيم، به جوانان مردم تير خلاصي شليك مي كرده است" "در صورت انتخاب احمدي نژاد، در اماكن عمومي مثل پياده رو هاي خيابانها، بين زنان و مردان ديوار يا چادر كشيده خواهد شد" "اگر احمدي نژاد رييس جمهور شود، نام خودروي سمند، ذوالجناح مي شود" "مشكل اصلي احمدي نژاد در چهره اش است كه به رييس جمهوري نمي خورد" و... اينها عباراتي است كه به طور جدي، در آخرين روزهاي منتهي به انتخابات 27 خرداد و پس از آن نيز با شدت بيشتر در آستانه انتخابات سوم تير در جامعه شنيده مي شد. احمدي نژاد بنا وارد حريم ممنوعه افرادي شده بود كه عليرغم شعار دموكراسي، خواست مردم، آزادي بيان، آزادي انديشه، زنده باد مخالف من، جامعه مدني، توسعه و... در بدترين شكل ممكن "ديكتاتوري" به راه انداخته بودند و جز صداي خودشان حاضر نبودند كه مردم صداي كسي ديگر را نيز بشنوند و اين روند آن قدر آشكارا دنبال مي شد كه افرادي كه خود را نمايندگان برخي كانديداهاي خاص معرفي مي كردند در برنامه هاي زنده تلوزيوني به صورت مستقيم و غير مستقيم اين مضامين را عليه او تكرار مي كردند. سير هجمه ها و رفتارهاي غير اخلاقي عليه وي موجب شد تا احمدي نژاد به فاصله چند روز قبل از انتخابات سوم تير در گفتگوي ويژه خبري صدا و سيما و به صورت زنده چنين با مردم سخن بگويد: "بنده احساس كردم با توجه به ظرفيت هاي موجود در كشور مي توان بهتر كشور را مديريت كرد و ديدم كه قانون هم در اين رابطه مانعي براي حضور من ندارد! لذا خود را به عنوان كانديدا به مردم معرفي كردم اما پس از دو سه روز يك دفعه متوجه شدم كه احمدي نژاد به مظهر تمام بدي هاي عالم تبديل شده است! حتي خيلي از اين حرفهايي كه پيرامون من مي زنند با هم تناقض دارد! حتي ديدم يك ليستي عليه من منتشر شده كه در آن به ترتيب انواع دروغ ها و تهمت ها را نوشته اند و در آخر آن ليست هم شماره فكس محل انتشار آن درج شده!... يكي دو شب پيش نمايندگان برخي كانديداها آمده بودند در برنامه زنده تلوزيوني و به جاي پرداختن به فضايل كانديداهاي خودشان به احمدي نژاد فحش مي دادند!... بنده چون عضو و مورد حمايت هيچ حزبي نيستم، اين رفتارها را عليه من انجام مي دهند اما حالا اگر جاي من كسي كه پشت سر او فلان حزب يا افرادي كه در مقامات كشوري هستند بودند، بازهم اين طور رفتار مي شد يا آن افراد ساكت مي شدند؟!... من فكر مي كنم وارد حريم ممنوعه يك مجموعه هايي شده ام كه نمي دانم اين افراد چگونه مي خواهند فرداي قيامت در رابطه با حرفها و اقداماتشان جواب بدهند؟" سير تخريب ها و هجمه هايي كه امروز عليه شخص رييس جمهور و دولت مشاهده مي شود، ريشه در سوم تير 84 و همان برهه اي دارد كه "احمدي نژاد وارد حريم ممنوعه برخي افراد" شد. احمدي نژاد از همان ابتدا اعلام كرد بدون توجه به جوسازي ها و تخريبهاي رسانه اي عليه خود و عملكرد دولتش، به آنچه كه فكر مي كند به صلاح مردم است، عمل خواهد كرد اما روند هجمه ها به دولت در رسانه ها آنقدر افزايش يافته بود كه رهبر انقلاب در آبان ماه 85 و در ديدار با مردم گرمسار تأكيد كردند: «چندي پيش رييس چمهور محترم از مطبوعات گله كرد كه بدگويي مي كنند، بد دهني مي كنند، لجن پراكني مي كنند و بعضي از مطبوعات اعتراض كردند. من معمولاً مطبوعات را مي بينم، من حق را به رييس جمهور دادم... بعضي از مطبوعات نه اينكه انتقاد مي كنند -انتقاد ايرادي ندارد-، بي انصافي مي كنند.» اما يك ماه بيشتر از هشدار رهبري به مطبوعات غيرمنصف و تخريبگر دولت نگذشته بود كه اين بار در دانشگاه اميركبير زماني كه در جمع 2500 نفري دانشجويان، عده اي كه شايد تعداد آنها به 300 نفر هم نمي رسيد، عكس رييس جمهور را آتش زدند، احمدي نژاد در پاسخ به آنها به تنها به چند جمله اكتفا كرد: «افتخار امثال بنده سوختن در راه تعالي اين ملت است چراكه پيشتر از ما پيشگامان ما در راه رسيدن به آرمان هاي اين ملت، همچون شهيد رجايي جانشان و تنشان را به سوختن دادند و بدانيد اگر هزار بار در راه آرمان هاي اين ملت همه وجودم بسوزد، يك سانتي متر از آرمانها عقب نشيني نخواهم كرد.» رييس جمهور در ادامه با گلايه از كساني كه براي تخريب دولت ناجوانمردانه دست به دروغ بافي و ساختن آمارهاي جعلي مي زنند، از آنها خواست كه به خاطر مردم هم كه شده واقعيات را آنگونه كه هست، ببينند نه آنطور كه مي خواهند و در پايان نيز اعلام كرد: «تمامي كساني را كه به دروغ در روزنامه هايشان هر چه كه مي خواهند عليه دولت مي نويسند و هر روز به من فحش مي دهند، مي بخشم چراكه آنها را دوست دارم.» اما جزاي ورود احمدي نژاد به حريم اين افراد تاواني بيش از اينها داشت. دروغ پردازي و سيل تخريب ها و تهمت هايي كه هر روز در رسانه هاي وابسته به اين جريانات عليه رييس جمهور منتشر مي شد، سر پايان يافتن نداشت. در همان برهه از زمان، هفته نامه اي كه توسط بقاياي روزنامه نگاران روزنامه هاي زنجيره اي دوران اصلاحات منتشر مي شد، با زيركي تمام هر هفته با پرونده سازي پيرامون يكي از صفات مثبت و بارز رييس جمهور از جمله عدالتخواهي، ساده زيستي، شجاعت، مكتبي بودن و... سعي مي كرد تا با قرينه يابي براي هر يك از صفات فوق در چهره هاي ديكتاتور و منفور تاريخي، ناخودآگاه ويژگي هاي مثبت احمدي نژاد را در هم براي مخاطب منفي جلوه دهد. مدتي بعد سردبير هفته نامه مذكور در مقايسه اي تلويحي رييس جمهور را به رييس فرقه بابيه تشبيه كرد و سفرهاي استاني دولت را نيز همچون اقدامات تبليغاتي فرقه بابيه عوام فريبي خواند. در همين ايام بود كه مسئول يكي از سايت هاي خبري كه داعيه دار حمايت از جريان اصولگرايي نيز مي باشد در نوشتاري گستاخانه احمدي نژاد را با بني صدر و ديگر پادشاهان قاجاريه مقايسه نمود و وجه تشابهي به نام ديكتاتوري را از مقايسه خود استخراج نمود. نگاهي كوتاه بر روند عملكرد بسياري از مطبوعات و رسانه هاي اينترنتي در سه سال گذشته به خوبي نشان مي دهد كه كوچكترين اقدام دولت در هر زمينه اي به بزرگترين سوژه خبري سايت ها و روزنامه هاي ضد دولت تبديل شده است و صد البته كه در اين رهگذر هيچ گاه سخني از بزرگترين اقدامات مثبت دولت به ميان نمي آيد. شاهد اين مدعا زماني است كه با پرتاب موشك ماهواره بر سفير به فضا كه حتي برخي از خبرگزاري هاي بيگانه نيز نتوانستند تعجب خويش را از اين اتفاق پنهان كنند، روزنامه اعتمادملي بدون درج يك كلمه از اين افتخار بزرگ ملي، موجي از تعجب و شگفتي را در ميان مردم برانگيخت. عملكرد افراط گونه رسانه هاي مذكور تا بدانجا ادامه يافت كه رهبر انقلاب در تيرماه سال گذشته و در سخنان خويش در جمع كارگزاران نظام ضمن گلايه از عملكرد بهانه گيران عليه دولت، خاطرنشان كردند: «بعضى از اقدامها را اگر بكنيد، مي گويند چرا كرديد، به اين دلائل غلط بود؛ اگر همان اقدام را نكنيد، مي گويند چرا نكرديد، به اين دلائل خطا بود! دليل مي شمرند؛ باب تحليل هم كه واسع است؛ هرچه دلشان مي خواهد، مي گويند! آنها اهميتى ندارند. حق، خودش را نشان خواهد داد.» اما سفر موفق رييس جمهور به آمريكا و سخنراني در دانشگاه كلمبيا كه حتي به اذعان نماينده سابق امريكا در سازمان ملل، جان بولتون، از ناكامي هاي بزرگ امريكا و موفقيتهاي بزرگ ايران به حساب مي آمد نيز با اخبار جهت دار و تخريبي عليه دولت توسط اين دست از رسانه ها دنبال شد. ضميمه ديگر اين رفتارها، تحريف و سانسور اخبار سفر موفق رييس جمهور به ايتاليا در ماه گذشته بود كه هيچ كدام از رسانه هاي مورد اشاره حاضر به پوشش واقعيات اين سفر نشدند. چرايي تمام اين رفتارها را بايد در "تاوان دادن براي ورود به حريم ممنوعه برخي افراد" جستجو كرد. تاكيدات ويژه رييس جمهور بر گفتمان مهدويت نيز ابتدا با انتقادات شديداللحن از وي همراه بود كه چرا در تمامي سخنراني هاي خويش پيش از هر چيز دعاي فرج را زمزمه مي كند! و در ادامه نيز پروژه تخريب رييس جمهور به بهانه خرافات در همين راستا كليد خورد كه اتفاقاً يادداشت اخير قائم مقام حزب اعتمادملي را نيز بايد در همين زمينه مورد ارزيابي قرار داد. طرح سوالات بي پايه و اساس از سوي منتجب نيا كه سنديت هر كدام از آنها را تنها بايد در ذهن معاندين دولت جستجو كرد، آن قدر عجيب و غيرمنطقي بود كه حتي سخنگو و رييس شاخه روحانيون اعتمادملي نيز آن را ديدگاه هاي شخصي منتجب نيا قلمداد كردند و البته ساعاتي پس از انتشار يادداشت فوق، منتجب نيا اعلام كرد هدفش از انتشار اين يادداشت جنجالي كمك به دولت بوده است! هرچند براي انتشار اين مطلب، مسئولين روزنامه از وي اجازه نگرفته اند. اما رييس جمهور در ديدار اخير خود با دانشجويان از منشأ كينه توزي ها نسبت به دولت رمزگشايي دقيقي كرد. احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه علت اين قبيل رفتارها را در استحكام و پايبندي دولت بر سر آرمان ها بايد دانست از دانشجويان نيز خواست تا در راه آرمانگرايي و آرمانخواهي لحظه اي ترديد نكرده، همواره يك آرمانخواه ايده آل باقي بمانند و از رييس جمهورشان نيز جز اين انتظار نداشته باشند. مرور كوتاه آنچه كه طي سه سال اخير از سوي "دشمنان خارجي و داخلي" و هم چنين "دوست نمايان بدتر از دشمن" در مواجهه با عملكرد دولت و بويژه شخص رييس جمهور اتفاق افتاده است، ناخودآگاه يادآور خاطره اي است كه حجت الاسلام احمد سالك، سخنگوي جامعه مدرسين حوزه عليمه قم اخيراً در گفتگو با روزنامه ايران (9/4/1387) بيان داشته است: "روزي به شهيد بهشتي عرض كردم كه چرا شما در مقابل اين همه شايعه و تهمت از خودتان دفاع نمي كنيد؟ ايشان در پاسخ به من با چهره اي گشاده و خندان به گفتن اين آيه اكتفا نمود: ان الله يدافع عن الذين آمنوا"
|
تا ساعت شش صبح در خانه کار میکردم. آقای [عبدالله] جاسبی آمد. در مورد فشارهای روز افزور بر دانشگاه آزاد[اسلامی] و اینکه [آقای محمد احمدینژاد رئیس جمهور محترم ایران اسلامی] تهدید کرده که اگر شهریهها را پایین نیاورد فرزندان آقای جاسبی را مجبور به تحصیل در دانشگاه آزاد خواهد کرد، گلایه داشت. بخصوص این تهدید آخری را نمونه بارز کودکآزاری میدانست و میگفت یکی از فرزندانش گفته خودکشی خواهد کرد. مقداری دلجویی کردم، رفت.
نیم ساعتی خوابیدم. ساعت هشت صبح با نعرههای [آقای حسین] موسویان از خواب بیدار شدم. آمده بودند که بگیرندش [و ببرندش و چوب توی آستینش کنند] که فرار کرده بود و خودش را به خانه ما رسانده بود و آنجا بست نشسته بود. مامورها را یک وردی خواندم، رفتند. به او تهمت [جاسوسی] زدهاند، در حالیکه عرضه این کارها را ندارد. سپردم یک اتاق موقتی به حسین بدهند تا آبها از آسیاب بیفتد.
عفت[خانم والده محترمه بچهها و زوجه خودمان] با دوستانش رفت روضه. خوشبختانه بعد از بیست و هفت سال، از صرافت عربی خواندن افتاد و دست از سر [کچل] ما برداشت. از سال 61 تا 85 در صرف میر مانده بود.
سر صبحانه، سبزوار [رضایی میرقائد یا همان محسن رضاییِ خودمان] آمد. خیلی از دست دولت شاکی بود و از حرصش تمام صبحانه من را خورد. چنان [دو لپی] میخورد که بجز یک لقمه نان و پنیر چیزی به من نرسید. درخواست برخورد جدیتر با تیم [جناب آقای دکتر احمدینژاد] را داشت و میگفت که آخرش مجبور خواهد شد با یک آرپیجی 7 به پاستور برود.
آقای حسن روحانی آمد. بعد رفت.
ظهر گفتم کباب از بیرون بیاورند. خبر رسید که چند تا بچه به در خانه سنگ میزنند. باید بچههای [سرکار خانم] فاطمه رجبی باشند. یاد بچهگیهای مهدی افتادم که میرفت شیشههای خانه مهندس بازرگان را با سنگ میشکست. خدا [مهدی هاشمی آقازادهمان را ]حفظش کند.
بعد از ظهر را به مطالعه [ گنج العرش] گذراندم. عفت آمد. یکی از خانمها در آنجا برای پسرش تقاضای کار کرده بود و عفت توصیهاش را کرد. گفتم [آن خانم؟ یا پسرش؟]خودش را به مرکز تحقیقات [استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام] معرفی کند. تشکر کرد.
شب محمد [خاتمی] آمد. چندتا جوک که [محمد علی] ابطحی برایش خوانده بود را گفت. خیلی خندیدیم. معتقد بود که یکی از بزرگترین فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی دوره اصلاحات، راه اندازی سرویس [اس] ام اس بوده است.
منبع: ای طنز
توبه کردم که دگر می نخورم هیچ دگر
به جز از امشب و فردا شب و شب های دگر

مافيا از اصلاح ساختارها ميهراسد نه از افشاگريهايي كه راه اصلاحات را ميبندد
دوستی این را نوشته بود
کاش به دوستان شیرازیم هم همین را می گفت
شهر من شیراز دیروز و امروز آماج زمینخواران بود و است
دین خدا پیغمبر ولایت رهبر عدالت فقط لغلغه زبان بی شرفان است
کسی به داد شهر من برسد
معلم ساده دیروز من که با ... تدریس می کرد
امروز دست بر روی ۱۰۰۰ هکتار زمین مرغوب گذاشته به مبلغ ۳۰۰ میلیارد تومان!
او از ابوالفضل و عباس می گفت که امروز ذکر لبش مسعود و مهرزاد است
بسم الله الرحمن الرحيم
و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون
عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.
كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.
آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!
آقاي محتشمي!
خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.
آقاي محتشمي!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.
آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفتهاند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»
آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.
انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله
روز گذشته دكتر على لاريجانى، رئيس موقت مجلس هشتم در اولين نطق پيش از دستور خود، پس از تبيين و تحليل پيام رهبر معظم انقلاب به نمايندگان مجلس هشتم، به گزارش اخير البرادعى پرداخت و ضمن ابراز رضايت از صلح آميز دانستن فعاليت هاى هسته اى ايران از سوى البرادعى، با لحنى قاطع گفت: «مجلس هشتم در صورت ادامه رفتار دوپهلوى آژانس، حد و مرز جديدى براى همكارى با آژانس ايجاد مى كند.»
نماينده رهبر انقلاب در شوراى عالى امنيت ملى، دليل اين دو پهلو بودن را اين گونه ارزيابى كرد: «آژانس در بندهايى چندپهلو سخن گفته تا بعد رسانه اى گزارش را قوى كند كه در اين دو روز، شاهد جوسازى كشورهاى غربى بوده ايد.»
دكتر لاريجانى بلافاصله پيام صريحى براى آژانس فرستاد و اظهار داشت: «ما توصيه مى كنيم از پاس كارى مرموزانه ديپلماتيك پرونده هسته اى ايران بين آژانس و ۱+۵ پرهيز كنند و اعلام مى كنيم مجلس هشتم اجازه چنين فريبكارى را نخواهد داد.»
اين اظهارات لاريجانى كه از تريبون رياست مجلس ايراد مى شد نظير مقامات دولت نهم كه كم و بيش به رغم مثبت ارزيابى كردن مجموعه گزارش البرادعى، از طرح مطالعات ادعايى ناراضى هستند، مى تواند روى ديگر مواجهه ايران با آژانس باشد.
لاريجانى كه اكنون درگير مذاكره مستقيم با البرادعى نيست، مى تواند هشدارهاى لازم را به آژانس بدهد تا غرب بار ديگر شاهد عزم راسخ مردم و نمايندگان آنها بر پيگيرى و تحقق حق مسلم هسته اى كشورمان باشد.
قاطعيت مجلس هشتم در مواجهه با نهادهاى بين المللى مى تواند پشتوانه محكمى براى دولت و مذاكره كنندگان هسته اى ايران باشد تا آنها بدون توجه به رعب افكنى دولت ها و رسانه هاى غربى، سياست خارجى فعال نظام را در اين زمينه به پيش برند.
گذشت ولی سخت گذشت ...
به زودی بر می گردم ...