تبليغاتX
يادنامه

يادنامه

ملق زدن سیاسی

 

در روزهای گذشته برخی محافل سیاسی خواستار کناره گیری مشایی و کردان دو عضو کابینه دولت نهم شدند. اظهارات جنجالی و مدرک مبهم دلایل این خواسته سیاسی بوده است، اما به نظر می رسد با مروری بر عملکرد دو ماهه اخیر ، رحیمی عضو تازه وارد کابینه نهم، وی گزینه بهتری برای استعفا از دولت باشد.

محمدرضا رحیمی همزمان با آغاز به کار مجلس هشتم با شعار روابط بهتر دولت و مجلس هشتم به عنوان معاون حقوقی و پارلمانی وارد کابینه شد. وی که سابقه نمایندگی مجلس، استانداری و ریاست دیوان محاسبات را داشت، مدعی بود که رایزنی های گسترده می تواند هر رایی که دولت بخواهد می تواند از مجلس بگیرد و نقطه انحراف او نیز دقیقا همین جا بود. رحیمی می بایست از حق دولت در مجلس دفاع می کرد، اما او این دفاع را با لابی بازیهای سیاسی و اعمال نظر شخصی اش در امور اشتباه گرفته بود. به هر روی اتفاقات دو ماهه اخیر نشان داد که رحیمی حتی در این لابی بازی ها نیز ناکام بوده است. اولین نقطه ضعف رحیمی در اقناع منطقی نمایندگان برای وزارت سید مهدی هاشمی و حسین صمصامی رخ داد، تا آن جا که رحيمي به جاي رايزني با مجلسيان، کانالي براي فشار به رئيس جمهور براي باور اين نکته بود که سيدمهدي هاشمي راي ندارد. اعمال نفوذ رحيمي در انتصاب جند استاندار جديد نيز مزيد بر علت شد تا راي سيد مهدي هاشمي به قول دکتر احمدي نژاد لب به لب شود.

 دومين نقطه ضعف رحيمي در جلسه راي اعتماد به وزراي پيشنهادي نمايان گشت. آنجا که او نتوانست بسیاری از نمایندگان اصولگرا را برای رای دادن به دو گزینه پیشنهادی رئیس جمهور راضی کند و جلسه رای اعتماد با حداکثر هزینه ممکن برای دولت و رئیس جمهور همراه باشد و وزاری پیشنهادی که ئر حالت عادی رای بسیاربالایی داشتند با اقتدار و اعتبار شکسته راهی هیات دولت شوند.

سومین نقطه تاریک کارنامه کوتاه رحیمی، شکايت ار سايت الف بود. اين سايت که با استعلام از دانشگاه اکسفورد جنجالهايي پيرامون مدرک دکتراي افتخاري کردان به وجود آورده بود، با شکايت معاونت حقوقي رئيس جمهور توقيف شد. این شکایت که همراه با رایزنی های نامعمول قضایی بود ، در حالی انجام شد که سایت الف هیچ اقدام مجرمانه ای علیه رئیس جمهور انجام نداده بود و تنها صحت مدرک تحصیلی وزیر کشور را مورد تردید قرار داده بود، که اگر آن هم کذب بوده و یا توهینی انجام شده بودُ وزیر کشور به عنوان یک شخص حقیقی و نه حقوقی می توانست به دادسرا شکایت کند. ضمن این که در توقیف سایت الف به نظر می رسید برخی تسویه حسابهای دادستان تهران و طیف تحولخواه که از ماجرای تحقیق و تفحص از قوه قضاییه و پالیزدار شروع شده بود، دلیل اصلی حکم دادستانی تهران بوده که متاسفانه با ناشیگری رحیمی تمام هزینه های این توقیف به پای دولتی نوشته شد که رئیسش هفته گذشته از باز پس گیری تمام شکایات دستگاه های اجرایی از رسانه ها سخن گفته بود.

اما چهارمین ضعف عملکرد رحیمی در نامه های چند ده امضایی استیضاح وزرای موفقی همچون باقری لنکرانی ، سلیمانی و فتاح دیده می شود. همچنین گسترش جمع آوری قریب ۶۰ امضا برای استیضاح وزیر پرچالشی مثل وزیر آموزش و پرورش نیز به این ضعفها اضافه می شود.

 و در نهایت جمع اوری ۲۰۰ امضا برای برکناری رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تا کنون در مجالس بعد از انقلاب کم سابقه بوده است و معاون پارلمانی رئیس جمهور که خود را در لابی های سیاسی متخصص می داند، باید می توانست با چانه زنی حداقل تعداد این امضاها را کم کند و یا متن نامه را کمی ملایم تر کند.

 به هر روی عملکرد ضعیف و ناامید کننده محمدرضا رحیمی در معاونت پارلمانی و حقوقی ریاست جمهوری نشان داد، که دولت نهم در ذات خود با بازیهای سیاسی بیگانه است و  هر مدیری در هر سطحی اگر بخواهد به جای خدمتگزاری و تعامل منطقی به لابی گری و ملق زدنهای سیاسی بپردازد، به زودی ناکارآمدی اش اثبات می شود و را هی به جز درب خروجی نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 11:43  توسط محمد حسن روزی طلب  | 

باطل‌السحر مجلس در روزی از روزهای احمدی‌نژاد

 1- مجلس شورای اسلامی با رأی نسبتاً بالا به 3 وزیر پیشنهادی دکتر احمدی‌نژاد اعتماد کرد. این یعنی بهبهانی، حسینی و کردان در سال آخر استقرار استقرار دولت اصولگرای نهم، مهم‌ترین پست‌های فنی، اقتصادی و سیاسی را برعهده خواهند داشت. این رأی معنای دیگری نیز داشت: شکست دوباره یک محفل سیاسی خاص!

 

دعوای این محفل سیاسی با احمدی‌نژاد برخلاف برخی دیگر ماجراها، به روزهای ابتدایی سال 84 باز می‌گردد. آنجا که این محفل سیاسی "صالح مقبول" را برگزید و به احمدی‌نژاد لقب "اصلح نامقبول" را داد. هرچند که همان زمان نیز عبور این طیف سیاسی از احمدی‌نژاد نه یک عبور تاکتیکی بلکه عقیدتی بود. این محفل در حساب و کتاب‌های سیاسی که تنها مرجع تصمیم‌گیری‌اش بود، به این نتیجه رسیده بود که اولاً "احمدی نژاد رأی بیاور نیست" و ثانیاً اهل باج دادن به یک حزب، جناح، محفل و یا گروه سیاسی نیست. برخلاف تحلیل اول که با رأی مردم باطل شد، تحلیل دوم یک نگاه دقیق بود که این محفل سیاسی آن را در بیش از 10 سال همکاری با احمدی‌نژاد آزموده بود.

 

2- "دیکتاتوری"، "استبداد"، "پرونده‌های فساد مالی و اقتصادی"، "صدای چکمه‌های رضاخانی"، "تن و بدنمان می‌لرزد" و... عناوینی بود که دوم شهریور ماه 84 در نطق‌های آتشین اعضای این محفل سیاسی نثار مصطفی پورمحمدی وزیر پیشنهادی وقت کشور شد.

 

3- آن زمان رسانه‌های تازه زخم‌خورده از سوم تیر، هر روز تصویر یکی از اعضای این محفل را بر روی صفحه یک خود می‌نشاندند و گفتگوهای مفصل آنان درباره دلیل پشیمانی از "رأی نداده" و "حمایت نکرده" از احمدی‌نژاد را منتشر می‌کردند.

 

روزگار گذشت و پورمحمدی به خاطر رویکرد متفاوتش با رئیس‌جمهور در انتصاب استانداران و فرمانداران از دولت کنار رفت و این باز همین طیف بود که در حمله به احمدی‌نژاد سبقت می‌گرفت که چرا این را برداشتی و آن را گذاشتی؟!

 

به همین منوال بود ماجرای وزارت نفت محصولی و آن نامه کذایی احمد توکلی که اگر روزی منتشر شود، شاید داد و فریادهای گوش‌خراش این نماینده تهران قدری فروکش کند.

 

4- "از احمدی‌نژاد اصولگراتر پیدا نمی‌کنید، بروید و کمکش کنید" این جمله و ده‌ها جمله نظیر آن مؤیداتی از حمایت رهبر حکیم انقلاب اسلامی از دکتر احمدی‌نژاد در دولت نهم از روزهای اول تیر 84 تاکنون بوده است؛ تأییداتی که همواره وسوسه خناسان را در اختلاف‌انگیزی میان رهبری و رئیس جمهوری خنثی می‌کرد. این مسئله البته بغض 3 ساله این محفل سیاسی خاص را در برداشت چراکه آنان بودند که از روز اول دولت با پچ‌پچ‌های شیطانی و منافقانه خود خط اختلاف‌انگیزی و حاکمیت دوگانه را که سال‌ها نان خود را در آن یافته بودند، دنبال می‌کردند.

 

آگاهان می‌دانند که بدترین شایعات و حملات به دولت نهم که پایگاه انقلابی، مذهبی و مردمی احمدی نژاد را هدف گرفته است، در این محفل سیاسی طراحی می‌شود. تنها لازم است ادعاهای نامربوط رسول منتجب نیا را به خاطر آورید، بعد تصور کنید این دروغ‌ها و تهمت‌ها همگی بارها در شورای مرکزی یک حزب سیاسی مدعی اصولگرایی بیان شده و به مثابه بدیهیات، دهان به دهان چرخیده است.

 

در ماجرای رأی اعتماد به کردان و بهبهانی نیز استراتژی این محفل آن بود که نتیجه جلسه روز سه شنبه مجلس این برداشت باشد: "احمدی‌نژاد وزرای طاغوتی، بی‌دین، دارای فساد اخلاقی و مالی را برگزیده است و وای به حال اصولگرایی با این رئیس‌جمهورش!" اما دفاع قاطع و پاتک کم‌نظیر احمدی‌نژاد به این محفل خاص تا مدت‌ها در خاطر خواهد ماند زمانی که گفت: " يكي از دوستان به من گفت بعضي از عزيزان نمي‌دانم از كدام منبع گفته‌اند كه وقتي با آقا مطرح شده، احمدي‌نژاد اصرار كرده است تا بالاخره آقا فرموده‌اند من مخالفتي ندارم. اصلا رابطه‌ي ما با رهبري اين‌طوري است؟ آيا رابطه‌ي اين دولت با رهبر اين‌طور تنظيم شده است؟ اصلا براي ايشان دو دقيقه هم طول نكشيد. من گفتم اين سير طي شده و استنتاجي كرديم و به ايشان رسيده‌ايم ... وقتي خدمت آقا رفتيم، عرض من يك دقيقه هم نشد. من سير را گفتم و ايشان پرسيدند چقدر آقاي كردان را مي‌شناسيد و من هم توضيح دادم و ايشان گفتند بسيار خوب، برويد و تلاش كنيد كه ايشان راي بياورد."

 

4- رأی امروز نمایندگان باطل‌السحر دیگری بود. امروز صحن علنی مجلس شاهد فستیوال بی‌اخلاقی‌های سیاسی بود، انواع و اقسام شبنامه‌ها سخنان رکیک، اتهامات دروغین و...

 

اما این رأی در آستانه رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری دهم یادآور شد که مردم و نمایندگانشان خوب می‌فهمند و رأی‏شان را در سبد بصیرت می‌ریزند نه شایعات. از سوی دیگر مشخص شد که مشکل این محفل سیاسی با وزرای پیشنهادی رئیس‌جمهور مدرک تحصیلی جعلی یا اصلی نیست چراکه اگر مدرک تحصیلی معیار تصمیم‌گیری بود، دکتراهای افتخاری یک دانشگاه خاص برای نمایندگان ادوار مختلف مجلس که بنا به سنت نمک‌شناسی نامه‌ حمایت‌آمیز 221 امضایی را نیز در پی داشت، می‌توانست محک خوبی برای تأیید یا رد صلاحیت باشد. اگرچه حال که چنین اتهامی درخصوص وزیر کشور مطرح شده است، وی باید نهایت روشنگری و شفاف‌سازی را در این زمینه داشته باشد.

 

5- امروز روزي استثنایی و ویژه برای احمدی‌نژاد نبود، روزی از 1099 روز گذشته بود. او امروز ناسزا و تهمت شنید و برخی گزافه‌گویی‌ها را تحمل کرد اما وی 3 سال است که به این سخنان عادت کرده است. در واقع دشنام‌هایی  که احمدی‌نژاد امروز شنید، هزینه‌ای بود که به خاطر استقلال تصمیم گیری‌اش پرداخت. استقلال از احزاب، گروه‌ها و جریان‌های سیاسی، چه راست سنتی، چه تحولخواه و چه رایحه خوش خدمت!

 

احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری است که خود براساس حجت شرعی‌اش تصمیم می‌گیرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 11:4  توسط محمد حسن روزی طلب  |