من خودم روزي كه جوانفكر آمد روزنامه ايران بهش گفتم خداحافظ بعدش هم ايشون زحمت كشيدند حكم اخراج منو امضا كرد اما ...

با اتفاقاتي كه امروز در روزنامه ايران اتفاق افتاد

بريزند و خبرنگار و غير خبرنگار را بزنند

6 تا نيروي خدماتي بيچاره را بزنند و بازداشت كنند

بريزند در تحريريه و گاز اشك آور بزنند

آخر هم 6 تا ون پر كنند ببرند و بهترين و حزب اللهي ترين نيروهاي رونامه را دستگير كنند

و جوانفكر هم راست راست راه بره

اين حادثه در تاريخ معاصر فقط يادآور حمله ازاذل و اوباش به روزنامه ها در دوران مصدق است

واقعا باعث تاسفه كه در ميانه اين همه ماجراي بين المللي عقده هاي كوچك بودن يك شخصيت كوتوله را اينجوري خبرنگاران و روزنامه نگاران پس بدهند

تف به غيرت ما

تف به غيرت روزنامه و رسانه هاي اصولگرا

تکمله:

مساله صدور حکم بازداشت جوانفکر نیست
مساله مقاومت چهار نفر در برابر عوامل دادستانی هم نیست
مساله دعوای و کل کل های بی مزه سران هم نیست
که همه این مسائل قابل اغماض است
مسائل از مدل مساله جمله به کوی دانشگاه است
از همون مسائلی که آقا می گفت قلب من را جریحه دار کرده است
این که یه عده با حکم قانونی بروند کسی  را دستگیر کنند و آنها به صورت غیرقانونی مقاومت کنند مثل آن عده از دانشجویان است که در شب 24 خرداد88 و 18 تیر 88 سنگ و ککتل مولوتوف انداختند طرف نیروهای انتظامی
و دقیقا لشگر کشی و قرق کردن یک موسسه فرهنگی با باتون و گاز اشک آور، ضرب و جرح و دستگیری بیگناهان ، پرتاب گاز اشک آور در محیط بسته، ضرب و شتم و فحاشی به خانم های خبرنگار و کار مند، فرستادن یک خبرنگار به بخش مراقبت های ویژه بیمارستان ناجا، دستگیری بیش از 40 نفر و پابرهنه کشیدن آنها در خیابان ، شکستن شیشه ها و مانیتورهای تحریریه و ده ها فاجعه دیگر مثل فاجعه کوی دانشگاه است
دفاع از کتک خورده ها و مظلومان و بازداشت شدگان هم هیچ ربطی به جوانفکر و دو سه نفر اطرافیانش که هم آبروی موسسه ایران را بردند و هم خسر الدنیا و الاخره شدند ندارد. آنان باید پاسخ گوی اعمالشان باشند و پاسخ گوی ظلمی که امروز بر بچه های ایران رفت. بچه هایی که افتخار دارم سه سال باهاشون کار کردم و زندگی کردم.